عاطفه
اخر مهمونی تو

الهی که شفا پیدا کنی تو 

واسه دردات دوا پیدا کنی تو

 تو این دنیا که بی وفایی رسمه

رفیق با وفا پیدا کنی تو

عمرن تموم دنیارو بگردی

مثه من عاشقی پیدا کنی تو

نرو افسانه ی من نا تمومه

بدون اگه بری کارم تمومه

بهت گفتم بیا دنیای من باش

 کنارت حتی مردن آرزومه

شنیدم تو دلت انگار می گفتی 

که عاشقی کجاست وفا کدومه؟!

می خوام به سردی شبهام  بخندم!

می خوام به پوچی فردام بخندم!

وقتی می بینمت با دیگرونی !

تو اوج گریه هام می خوام بخندم!

می خوام داد بزنم تنهای تنهام....

می خوام وقتی میگم تنهام بخندم!

 منم تو شهر غم زندونیه تو

 غم و غصه ی دل ارزونیه تو

نگو دوست دارم به یه غریبه

میشه اون مثه من زندونیه تو

 رسیده اون شبی که تو می خواستی

چه بده آخر مهمونیه تو ....

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧ - هومن مهاجر